آشنایی با سرطان
تعریف سرطان
واژه سرطان به خانواده بزرگی از بیماریها اطلاق میشود که شامل رشد غیر طبیعی سلولهاست و این سلولها این قابلیت را دارند که به سایر نقاط بدن گسترش یابند و به آن حمله کنند. طی این بیماری، زیرمجموعهای از نئوپلاسمها شکل میگیرند؛ یک نئوپلاسم یا تومور درواقع دستهای از سلولها هستند که طی یک رشد غیر قابل کنترل بهوجود آمدهاند و معمولاً درنهایت به تشکیل یک توده میانجامند، اما این توده میتواند در سرتاسر بدن گسترش یابد. این بیماری در هر قسمت از بدن مانند خون، پوست، سیستم گوارش، سیستم ادراری تناسلی، استخوان، ماهیچه، چشم و … ممکن است آغاز شود و در مراحل پیشرفته به سایر نواحی بدن گسترش یابد. بسته به این که توده تشکیل شده در کدام بخش از بدن باشد، علائم ظاهر شده نیز متفاوت خواهد بود. عوامل مختلفی در ابتلا به سرطان نقش دارند، ازجمله عوامل ژنتیکی، مواد شیمیایی، پرتوها و...
روشهای درمانی زیادی برای سرطان وجود دارد که باتوجه به نوع و میزان پیشرفت آن متفاوت خواهد بود؛ این روشها یا به درمان میانجامند و یا سرعت پیشرفت بیماری را کاهش میدهند. روشهای مختلفی مانند جراحی، شیمی درمانی، پرتودرمانی، دارو درمانی و … وجود دارد؛ معمولاً جراحی در مراحل اولیه سرطان انجام میشود و گاهی لازم است برای درمان نوع خاصی از سرطان از ترکیبی از روشهای موجود استفاده شود.
تاریخچه سرطان
کهنترین مدارک مکتوبی که از ابتلای انسانها به سرطان حکایت میکند مربوط به آثاری است که در قرن نوزدهم در مصر کشف شد، بهخصوص نوشتههای Edwin Smith و George Ebers که درارتباط با روشهای درمانی جراحی، دارویی و جادویی بود! قدمت این نوشتهها حدود 1500 تا 1600 پیش از میلاد است که قطعاً اطلاعات آن مربوط به چندین سال قبل میباشد. میتوان نوشتههای Smith را اولین مدارک گزارشات سرطان سینه دانست چرا که به تومورهای ناحیه قدامی سینه اشاره میکند، او اظهار میکند که اگر این تومورها دردناک شوند و سرتاسر سینه گسترش یابند دیگر شانسی برای درمان وجود نخواهد داشت.
بقراط کبیر، که آن را پدر پزشکی مینامند معتقد بود بدن انسان از 4 نوع مایع تشکیل شدهاست شامل خون، بلغم، صفرای زرد و صفرای سیاه. به عقیده بقراط، عدم تعادل این 4 عامل در بدن انسان منجر به بیماریهای مختلف خواهدشد و تجمع صفرای سیاه در یک اندام خاص به سرطان خواهد انجامید. این تفکر در قرون وسطی تا بیش از 1300 سال پذیرفته شدهبود که در این مدت برداشت تومور به دلایل مذهبی قدغن بود، لذا دانش انسان پیرامون ماهیت تومور محدود شدهبود.
جالینوس از انواع تومورها و منشأ آنها سخن گفته است و آنها را در سه دسته متمایز کرده است: onkoi که تودهها و برآمدگیهای سرتاسری است، karkinos که شامل زخمهای سرطانی است و karkinomas که شامل سرطانهایی است که منجر به ایجاد زخم نمیشوند. مهمترین خدمتی که جالینوس در درک این بیماری کرد این بود که تودههای تشکیل شده در بدن را از خوشخیمترین تا بدخیمترین، دسته بندی کرد : شامل تودهها و برآمدگیهایی که در حالت عادی در بدن تشکیل میشوند مانند بزرگ شدن سینهها در دوران بلوغ، شامل تودههایی که به دنبال عفونت در بدن تشکیل میشوند و شامل تودههایی که امروزه با عنوان سرطانی شناخته میشوند. علاوه بر دانشمندان یونانی، دانشمندان رومی و شرقی نیز در مطالعات سرطان فعال بودند ازجمله زکریای رازی و ابن سینا. دانستههای انسان پیرامون سرطان با سرعت کندی افزایش مییافت تا اینکه ابزارهای جدیدی برای مطالعه دقیقتر فراهم شد ازجمله میکروسکوپ و یافتن مواد پرتوزا که امکان تصویربرداری از بدن را فراهم میکرد.
عوامل ایجادکننده سرطان نیز در گذر زمان، موارد مختلفی معرفی شدند که به ترتیب بدین شرح است:
Humoral theory : که همان باور بقراط بر این امر بود که سلامت انسان درنتیجه وجود تعادل بین 4 مایع موجود در بدن است.
Lymph theory: بنابر این باور، شروع سرطان از مایع لنف است. این باور در قرن 17 بیشتر مورد استقبال قرار گرفت چراکه مشخص شد رشد تومورها در خون و لنف صورت میگیرد.
Blastema theory: در سال 1838 Muller عنوان کرد که سرطان متشکل از سلولهایی است که منشأ آنها لنف نیست، دانشجوی او، Virchow گفت که منشأ تمام سلولها ازجمله سلولهای سرطانی، سلولهای دیگر هستند.
Chronic irritation theory: ویرخو (Virchow) پیشنهاد کرد که تحریکات موضعی منجر به سرطان میشوند. بعدها Thiersch نشان داد که متاستاز بهوسیله گسترش سلولهای سرطانی است و نه ازطریق مایعات ناشناخته در بدن.
Trauma theor: از 1800 تا 1920 باور بر این بود که علت سرطان، تروما است.
Parasite theory: تا قرن 18 دانشمندان معتقد بودند که سرطان یک بیماری مسری است و بهوسیله انگلها گسترش مییابد.
کشف انکوژنها و ژنهای سرکوب کننده تومور: با کشف ساختار DNA، توجه دانشمندان به نقش و عملکرد ژنها در ایجاد سرطان جلب شد. آنها معتقدند هنگامی که برخی ژنها دستخوش تغییر میشوند یا به عبارتی جهش در آنها صورت میگیرد، سلولها بهطور غیرطبیعی رشد میکنند و منجر به سرطان میشوند، این تغییر به سبب عوامل مختلفی میتواند صورت گیرد ازجمله مواد شیمیایی یا carcinogen ها، پرتوها، ویروسها و یا ژنهایی که بهصورت جهش یافته به ارث میرسند.
انکوژنها ژنهایی هستند که رشد سلول را از حالت عادی خارج میکنند و بهصورت رشد بسیار سریع و غیرقابل کنترل درمیآورند. درواقع این ژنها درنتیجه جهش در ژنهای پروتوانکوژن ایجاد میشوند، پروتوانکوژنها، ژنهایی هستند که درحالت عادی، رشد طبیعی سلولها و تمایز آنها را سبب میشوند. ژنهای سرکوب کننده تومور، ژنهایی هستند که تقسیم سلولی را کنترل میکنند، اگر این ژنها بهدرستی عمل نکنند، رشد سلول از حالت عادی خارج میشود و ممکن است به سرطان بیانجامد.
این مطلب ادامه دارد.
مطالب وبلاگ توسط بخش علوم زیستی شورای پژوهش بارگذاری می شوند و وبلاگ متعلق به شورای پژوهش دبیرستان شهید بهشتی 2 می باشد. هدف از ساخت این وبلاگ افزایش اطلاعات شما در حوزه زیست شناسی و محیط زیست است. امیدواریم مطالب این وبلاگ برای شما مفید باشند و بهرهی کافی را از آن ها ببرید.