گرگور مندل زیست شناس اتریشی بود که قانون های اصلی وراثت را کشف کرد. او پسر یک کشاورز بود که کودکی خود را در فقر و سختی طی کرد. این وضعیت مانع مرتب رفتنش به مدرسه بود و از این رو عمدتا مطالبی را پیش خود می آموخت. در 21 سالگی به صومعه اگوتینی در برون، موراویا (امروزه برنو در جمهوری چک) رفت و در سال 1847 کشیش شد. از آنجا برای آموزش علوم و ریاضیات به دانشگاه وین فرستاده شد. مندل همزمان به ریاضیات و گیاه شناسی علاقه مند بود و به مطالعه دقیق ویژگی های گیاه نخودفرنگی می پرداخت. یکی از ویژگی های گیاه نخودفرنگی اندازه آن است. برخی از گیاهان نخودفرنگی خالص، در نتیجه خودلقاحی از نسلی به نسل دیگر به صورت کوتاه و برخی به صورت بلند تکثیر می شوند. زمانی که مندل گیاهان قد بلند را با گیاهان قدکوتاه گرده افشانی کرد (پیوند داد)، دانه های تولید شده به نسبت یک چهارم گیاهان قدکوتاه و سه چهارم گیاهان قد بلند به وجود آوردند. مندل مشاهده کرد که دانه های گیاهان قد کوتاه خالص اند. همچنین کسری (یک چهارم) از گیاهان قدبلند نیز خالص هستند و بقیه دورگه هستند. دورگه ها قدبلند بودند لیکن دانه های آنها حاوی ژن کوتاهی قد بود که می توانست در نسلهای بعدی ظاهر شود. مندل ویژگی های مختلفی به غیر از اندازه گیاهان نخودفرنگی مانند رنگ دانه ها، شکل آنها و نظایر آن را مورد بررسی قرار داد. در سال 1865، او یافته های خود را در دو قانون که بعدا اساس علم وراثت در انسان ها شد خلاصه کرد. نخستین آنها مشخص می کند که از طریق سلول های جنسی در انسان ویژگی های وراثتی به صورت واحدهای مجزا و متمایز ازیک نسل به نسل بعدی انتقال می یابند. این قانون اصل تفکیک نامیده می شود. قانون دوم مندل که به اصل جور شدن مستقل ژنها معروف است مشخص می کند که ویژگی های ارثی مستقل از یکدیگر به ارث می رسند. اوثابت کرد که برای هر ویژگی دوژن وجود دارد. هر ژن از یک والد تامین می شود و می تواند بارز یا نهفته باشد. یک ویژگی نهفته پنهان می ماند مگرآنکه هردو ژن نهفته باشند. یک ویژگی بارز قابل مشاهده است حتی اگر فقط یکی از دو ژن بارز باشند. مندل نتایج مطالعات خودرا به انجمن تاریخ طبیعی برون عرضه کرد. مقاله او در سال 1866 در نشریه انجمن منتشر شد. او رونوشتی از مقاله را نیز برای کارل فون ناگلی گیاه شناس مشهور سوئیسی به دانشگاه مونیخ فرستاد. ریاضیات به کارگرفته در این مقاله، ناگلی را که تجربه های مندل را جالب ولی بی اهمیت دانسته و آنها را رد کرده بود گیج و حیرت زده کرد. مندل در سال 1868 به عنوان کشیش اعظم صومعه منصوب شد و وظایف جنبی به همراه بی تفاوتی کسانی که پژوهش های او را دریافت می کردند به مطالعات بعدی کاهش داد. سرانجام او در سال 1884 در تنهایی و فراموشی درگذشت. در سال 1900، سه گیاه شناسی که به طور جداگانه روی وراثت کار می کردند آثار مندل را کشف و از روی آنها نسخه برداری می کنند. قوانین مندل در آن سال انتشار یافت. هر سه گیاه شناس از مندل به عنوان کاشف فرایند وراثت قدردانی کردند، و به این ترتیب کارهای مندل اساس روش مطالعه ژنتیک شد.

منبع :

کتاب صد دانشمندی که جهان را تغییر دادند