صرف نظر از ارزش غذایی بافت های گیاهی، طی تاریخ هیچ بافت گیاهی به اندازه بافت چوب یا گزیلم ثانویه در بقای انسان اهمیت نداشته است. از مهم ترین کاربردهای این بافت می توان به ایجاد پناهگاه، ایجاد گرما، آشپزی، تولید سلاح، مبلمان، ابزارهای مختلف و اسباب بازی، کاغذ ساخت کشتی و قایق اشاره کرد. غالبا چوب ها به دو نوع چوب سخت و چوب نرم تقسیم بندی می شوند. چوب های به اصطلاح سخت، در نهاندانگان (ماگنولید ها و دولپه ای های واقعی) و چوب های نرم در بازدانگان (زیرشاخه ای از گیاهان گلدار) دیده می شوند. این دو نوع چوب دارای تفاوت های ساختاری پایه ای هستند ولی اصطلاح "چوب نرم" و "چوب سخت"، دقیقا بیان کننده تراکم نسبی (وزن در واحد حجم) یا میزان سختی چوب نیست. به عنوان مثال، چوب در نهاندانه Ochroma lagopus موجود در نواحی حاره، به عنوان یکی از نرم ترین و روشن ترین چوب ها شناخته می شود. از سویی دیگر، چوب در کاج چاک دار (Pinus elliottii) در مقایسه با برخی چوب های سخت، دارای سختی بالاتری است.

چوب بازدانگان در مقایسه با اغلب نهاندانگان، نسبتا ساده تر است. ویژگی های اصلی چوب بازدانگان، فقدان عناصر چوبی پیشرفته و مقدار نسبتا کم پارانشیم محوری یا پارانشیم چوب است. (یکی از بافت های مهم درگیاه پارانشیم است. پارانشیم، فعال در فتوسنتز ، ترشح ، ذخیره مواد غذایی و سایر فعالیت های زندگی گیاهان نقش دارند.) بخش غالب سیستم محوری بازدانگان، متشکل از تراکئیدهای طویل دارای انتهای باریک شده است. (یک نوع از سلولهای آوندی چوبی که در همه ی گیاهان آوندی یافت می شود تراکئید است.) در برخی بازدانگان همچون کاج، تنها سلول های پارانشیمی سیستم محوری، پارانشیم های مرتبط با مجاری رزینی هستند. مجاری رزینی، فضاهای بین سلولی تشکیل شده بین چند سلول پارانشیمی یا دیواره نازک هستند که مواد رزینی تولید شده توسط سلول های پارانشیمی در درون آنها انباشته می شود. در کاج، مجاری رزینی هم در سیستم محوری و هم در سیستم اشعه ای دیده می شوند. ایجاد زخم، اعمال فشار و یا زخم های ناشی از شبنم و باد، می توانند باعث تحریک ایجاد مجاری رزینی شوند. برهمین اساس، برخی محققین بر این باورند که تولید مواد رزینی در پاسخ به آسیب های وارده به گیاه انجام می گیرد. ظاهرا مواد رزینی از گیاه در برابر قارچ های ایجادکننده پوسیدگی و همچنین سوسک هایی که در تنه درخت وارد می شوند، محافظت می کنند. شاخصه تراکئید بازدانگان، وجود لان های بزرگ و کروی شکل و حاشیه دار در روی دیواره های شعاعی هستند. بیشترین تراکم لان ها در محل اتصال دو تراکئید دیده می شود. جفت های لانی موجود بین تراکئیدهای بازدانگان، دارای ساختار خاصی به نام سپر یا توروس هستند. توروس بخش ضخیم شده مرکزی در غشای لان است که متشکل از تیغه میانی و دو دیواره اولیه در طرفین است. این بخش به مقدار ناچیزی، بزرگ تر از منافذ یا شکاف های حاشیه لان است. غشای لان، ساختاری انعطاف پذیر بوده و در شرایط خاص، توروس ممکن است با انسداد یکی از منافذ، مانع از حرکت آب و گازها از طریق جفت های لانی می شود.

ساختار چوب نهاندانگان تنوع به مراتب بیشتری نسبت به بازدانگان دارد. بخشی از این تنوع، به دلیل وجود سلول های متنوعی همچون تراکئیدها، عناصر چوبی پیشرفته، انواع مختلف سلول های فیبری و همچنین سلول های پارانشیمی در سیستم محوری این گیاهان است. به استثنای چند مورد خاص، وجود عناصر چوبی پیشرفته در نهاندانگان، به عنوان صفت منحصر به فرد نهاندانگان بوده و آنها را از بازدانگان متمایز می کند.

منبع : گیاهشناسی ریون